محمد قنبرى

482

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

10 . در مصاحبه آمده است : « شيعه و سنى در اعتقادات مذهبى و حزب‌گرايى با هم اختلافات شديدى دارند كه اميدى به رفع آن نيست مگر بعد از پيروزى انقلاب اسلامى در تمام منطقه خاورميانه كه سران متعصب فريقين مقهور نشوند و از نشر تعصبات خشك و بىثمر باز بمانند در نتيجه نسل جديد ، خارج از سيطرهء آنان رشد كنند و عقايدى را در مغز جا بدهد كه نه سنى سنى باشد و نه شيعه شيعه بلكه معجونى از شيعه و سنى باشد » . در اين مصاحبه بارها - و از جمله در ادامهء همين سخن - به لزوم پيراستن حديث از احاديث بدنامان اشاره رفته است . راستى اگر از صحيح بخارى ( و ديگر صحاح سته ) احاديث ابوهريره و ديگر حديث‌تراشان مزدور حكومت اموى را بزداييم چه مقدار ، روايت باقى مىماند . « 1 » با انبوه روايات بدنامان در اين كتب چگونه نسل جديد مىتواند عقايدى را كه معجونى از شيعه و سنى است در مغز خود جا دهد ، بحث در مورد اعتبار راويان صحاح سته ، نيازمند مقالهء مستقلى است ( علاقه‌مندان مىتوانند به كتاب سيرى در صحيحين و مقدمهء ارزشمند كتاب دلائل الصدق نوشتهء مرحوم آيت اللَّه شيخ محمد حسن مظفر قدس سره مراجعه نمايند ) . مسئله وحدت مسلمين حديث ديگرى است كه با در هم آميختن عقايد مذهبى مغاير است ، ما در اينجا ، تنها به ذكر كلامى از استاد شهيد آيت اللَّه مطهرى اكتفا مىكنيم و مطالعهء مقاله ارزشمند آن عالم شهيد - با نام « الغدير و وحدت اسلامى » را جهت درك صحيح مفهوم اتحاد اسلامى ، توصيه مىنماييم ، ايشان در اين مقاله مىنويسد : مخالفين اتحاد اسلامى ، براى اين‌كه از وحدت اسلامى ، مفهوم غير منطقى و غير

--> ( 1 ) . سيرى در صحيحين ، محمد صادق نجمى ، انتشارات المهدى ، 1396 ق ، ج 1 ، ص 103 به بعد . هدية الاحباب ، محدّث قمى ، عباس بن محمد رضا ، انتشارات اميركبير ، تهران ، 1329 ش ، ص 50 . فيض القدير يا خلاصه عبقات الأنوار ميرحامد حسين موسوى ، از محدث قمى ، عباس بن محمدرضا ، مؤسسه در راه حق ، تابستان 1365 ش ، ص 142 و در اين كتاب آمده است كه غير از مولى الموحدين على عليه السلام ، عايشه و عمر و عثمان نيز بر ابوهريره تاخته ، او را به جعل حديث متهم نمودند . دلائل الصدق ، شيخ محمد حسن مظفر ، منشورات مكتبه بصيرتى ، قم ، 1395 ق ، ج 1 ، از ص 8 تا 71 .